سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
سنگ صبور
سنگ صبور
محمود رجبی مقدم[118]
من کیم؟آن شکسته رفته ز یاد تکدرختی که برگ و بارش نیست پای در گل اسیر طوفانها آن خزانی که نو بهارش نیست.کلیه شعرهای این وبلاگ از کتاب گلپونه ها هما میرافشار میباشد
قالب وبلاگ


تقدیم به تمامی دوستانی که پانزدهم بهمن به یاد حقیر بودند


[ چهارشنبه 26/11/90 ] [ 8:16 عصر ] [ محمود رجبی مقدم ] [ نظر ]

سلام من به محرم به ماه دلبر زینب


به اشک سینه زنانش به نزد مادر زینب


سلام من به محرم به آنکه صاحب آن است


به کاروان بهاری که در مسیر خزان است


سلام من به محرم به پرچم غم زهرا


به گیسوان سفید و به قامت خم زهرا


سلام من به محرم به گاهواره اصغر


به جسم غرقه به خون و به گلوی پاره اصغر


سلام من به محرم به ناز اشک ابالفضل


به آن دو دست قشنگ و به زخم مشک ابالفضل  


[ دوشنبه 14/9/90 ] [ 4:26 عصر ] [ محمود رجبی مقدم ] [ نظر ]

علف هرز چیست؟


گیاهی است که هنوز فوایدش کشف نشده.


[ یکشنبه 13/9/90 ] [ 2:51 صبح ] [ محمود رجبی مقدم ] [ نظر ]

باد میوزد......


میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی هم آسیاب بادی!تصمیم با خود توست!


[ چهارشنبه 9/9/90 ] [ 1:5 صبح ] [ محمود رجبی مقدم ] [ نظر ]

خوشبختی ما در سه جمله است


تجربه از دیروز- استفاده از امروز – امید به فردا


ولی ما با سه جمله دیگر زندگیمان را تباه میکنیم


حسرت دیروز – اتلاف امروز – ترس از فردا


[ یکشنبه 6/9/90 ] [ 5:55 صبح ] [ محمود رجبی مقدم ] [ نظر ]


وفا چه میدانی؟


تو آشنای دلم آشنا چه میدانی؟


نخوانده درس محبت وفا چه میدانی


ندیده درد جدائی جدا مشو از دل


طبیب روح و دل من دوا چه میدانی؟


نخورده خون جگرحال من کجا دانی


بلای زندگی من بلا چه میدانی؟


فقیر درگه این عشق خانمانسوزم


تو شاه ملک وجودی گدا چه میدانی؟


مگر خدا دل تو مهربان کند با من


ولی تو کافر مطلق خدا چه میدانی؟


چه شامها که دلم با تو گفتگو دارد


تو قبله گاه دل منی دعا چه میدانی؟


صفای اهل نظر روی پاک و روشن توست


بپای دل ننشستی صفا چه میدانی؟


ز رشگ مردم و بر روی غیر خندیدی


تو ای امید دل من حیا چه میدانی؟


پریدم از سر کویت بسنگ طعنه دریغا


بتا تو جغد شناسی هما چه میدانی؟


[ پنج شنبه 26/8/90 ] [ 9:9 عصر ] [ محمود رجبی مقدم ] [ نظر ]

من وتنهائی و غمهای سیاه


تو و راهی بدیار دگری


در دلم آتش و خون میجوشد


وای بر من که ز دل بیخبری


مکن آزاد مرا ای صیاد


نپرد مرغک بشکسته پری


بی تو دل هیچ نیرزد بخدا


صدفی مانده تهی از گوهری


تو و آن دل که کشد زار مرا


بی تو ایدوست من و چشم تری


تو و بیگانگی و تلخی و قهر


من و اشگی که ندارد ثمری


من چو یک شاخه افتاده بخاک


تو گریزان چو نسیم سحری


آنچنان از بر من میگذری


که ز کوئی گذرد رهگذری!


بعد من باز کجا خواهی یافت


زین دل غمزده دیوانه تری؟


ترسم آنروز بجوئی دل من


کز هما هیچ نباشد اثری


[ دوشنبه 16/8/90 ] [ 10:14 عصر ] [ محمود رجبی مقدم ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

محمود رجبی مقدم[118]
من کیم؟آن شکسته رفته ز یاد تکدرختی که برگ و بارش نیست پای در گل اسیر طوفانها آن خزانی که نو بهارش نیست.کلیه شعرهای این وبلاگ از کتاب گلپونه ها هما میرافشار میباشد
لینک دوستان
امکانات وب